اصفهان را نیمی از جهان گفتند ودرخشش اصفهان به دلیل وجودمهاباد است

توجه
دوشنبه بیستم خرداد 1392 ساعت 14:57 | | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )
سلام . این وبلاگ برای سرگرمی نوجوانان و جوانان مهابادی طراحی شده واز دیگر وظایف این وبلاگ معرفی شهر مهاباد به ایرانیان است .

قوانین این وبلاگ:

1. این وبلاگ به تعدادی نویسنده نیاز دارد برای نویسنه شدن در این وبلاگ کافیه اسم خودتان و کد کاربری و پسورد را برای ما اسال کنید .(در این پست )وبعد با دریافت ایمیلی از طرف مدیریت وبلاگ شما عضوی از نویسندگان این وبلاگ میشوید .

*در صورت نداشتن ایمیل با مشاهده ی نام خود در بین نویسندگان میتوانید پست ها ی خود را ارائه دهید .

2.قوانین جمهئوری اسلامی رد این وبلاگ پا بر جاست ودر صورت هرگونه تخلف توسط نویسنده  .به سرعت پست او پاک شده و وی دیگر عضو این وبلاگ نخواهد بود

                                                                                                   باتشکرمدیر وبلاگ (مهدیه)


زبان اصیل مهابادی
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 ساعت 12:12 | | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )
سلام به همه ی  دوست داران این وبلاگ امیدوارم  حلتون حسابی خوب باشه

 این متن  به زبان اصیل مهابادی نوشته شده و خواهش میکنم که ترجمه ی فارسی اون را برای ما در قسمت نظرات بفرستید

اسم نویسندگانی که متن را صحیح . کامل برامون فرستادن در وبلاگ درج خواهد شد پس لطفا اسم و فامیلی کامل خودتون را قرار بدید  مرسی از توجه همتون

 

 

گالشچیامو ور کشیدم  و وخیزادم ناخپری جسم تو اورچین عالشی  گالازنه انجیل قلیس دادم  او وختی میجسم داشتم پایین ترقس شدم شقض پام کوفته شد حالا داره توش گورنه میشه فک میکونی توش الو روشنه

 

منتظر معنیاتون هستم

 

 



:: موضوعات مرتبط: طنز
سپاس و تشکر
پنجشنبه دهم مرداد 1392 ساعت 14:14 | | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )
با عرض سلام خدمت استاد عباسعلی  کامرانیان ومرسی از حضورتون

ممنون از اینکه  به وبلاگ من سر زدید بنده از دریافت کتابهای شما بسیار خوش حال میشوم .

لطفا بفرمایید از چه طریقی برای شما ادرس بفرستم .

با تشکر مهدیه مدیر وبلاگ پاتوق بچه های مهاباد اصفهان





:: موضوعات مرتبط: اخبار
عباسعلي كامرانيان
جمعه بیست و هشتم تیر 1392 ساعت 18:21 | | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )
سلام این پست به درخواست یکی از  طرفداران این وبلاگ قرار داده شده .

با عرض پوزش از این استاد گرانقدر به دلیل فراموش کردن قراردادن نامشون در لیست مشاهیر مهاباد شما رو به خوندن این متن دعوت میکنم .


گفت وگو با عباسعلي كامرانيان معلم نمونه شهر تهران پرورش نسلي آگاه در سايه معرفت قرآني




  نمي دانستم كه همكار صميمي، با وقار و ساكت و محجوب ما كه جمله هاي كوتاه تپش قلم او، گاهي چنان بر دل مي نشيند كه حلاوت آنها مدتها بر جاي مي ماند، يك «معلم نمونه» است!
    البته حركات و رفتارش بارها مرا به ياد دبيران آرام و مهربانم انداخته بود، اما اين موضوع را خيلي جدي نگرفته بودم تا اين كه ديروز از طريق يكي از همكارانم متوجه اين امر شدم.
    همكارم مي گفت: فكر مي كنم كه گپ و گفت با ايشان كه براي دوستان صفحه مدرسه جالب باشد. فرصت را غنيمت شمردم و ضمن تبريك به آقاي كامرانيان تقاضاي خود را بيان كردم و...
    متولد 1338 از مهاباد اصفهان است و از سال 1360 تاكنون در آموزش و پرورش به عنوان مربي تربيتي مشغول به كار مي باشد. تا جايي كه من مي دانم در منطقه و استان و وزارتخانه آموزش و پرورش هم مسئوليت هايي داشته كه علاقه به پژوهش و تحقيق او را از كار اجرايي جدا كرده است. به هر حال فكر مي كنم كه نگاهي كوتاه به كارنامه ايشان برايتان خالي از لطف نباشد:
    - انتشار بيش از 65000 جمله كوتاه و نغز تپش قلم
    - تاليف حدود 30 جلد كتاب در موضوعات قرآني و ادبي
    - برنده لوح سپاس جشنواره بين المللي كاريكلماتور
    - برنده لوح سپاس جشنواره معلمين مولف شهر تهران
    - تاليف منتخب تپش قلم به چهار زبان: فارسي، عربي، انگليسي و آلماني
    - انتشار بيش از 2000 مقاله، قطعه و شعر در روزنامه كيهان و مجلات
    - تاليف 265 شماره مسلسل مطلب دنباله دار در موضوعات مختلف در مجله زن روز
    - پژوهشگر منتخب منطقه 16 آموزش و پرورش
    اينك ماحصل اين گفت وگو را از نظر مي گذرانيد:
    ¤ مطلع شديم كه امسال به عنوان معلم نمونه انتخاب شده ايد. شما در چه مقطعي و در چه زمينه اي تدريس مي كنيد. دليل اين انتخاب چه بوده است؟
    بنده در مقطع دبيرستان و هنرستان، ضمن اين كه مربي تربيتي و مشاور هستم، ديني و قرآن هم تدريس مي كنم.
    هر ساله نزديك به ايام عيد نوروز، مدارس به همكاران فرم ارزشيابي داده و براساس ملاك هاي مشخصي كه در اين فرم پيش بيني شده از فرهنگيان ارزشيابي به عمل مي آيد. هر كس بيشترين امتياز را كسب نمايد به عنوان «معلم نمونه» به منطقه، استان و وزارتخانه معرفي مي شود. روال انتخاب چنين است.
    ¤ شما به عنوان يكي از منتخبين شيوه انتخاب معلم نمونه را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
    روش نامناسبي نيست، اما به نظرم مي شود خيلي بهتر اين كار را انجام داد. منظورم اين است كه در فرم ارزشيابي موجود، چنانچه ملاك ها اصلي و فرعي شده و هر كدام در جاي خويش و امتيازات خاص خود را داشته باشند، عدالت بهتر اجرا مي شود.
    در عرصه ارزيابي كار معلم، ميزان قبولي دانش آموزان او، رضايت دانش آموزان از نحوه برخورد با آنها ، نظم و انضباط، تسلط بر درس، پژوهش و تحقيق و آراستگي ظاهري و مهرباني و دلسوزي، آموزش هايي كه ضمن خدمت ديده و تشويق هايي كه از او به عمل آمده است، بيانگر رفتار و روش و منش او و جزء ملاك هاي اصلي است. ساير عوامل حاشيه اي به نظر مي رسد.براين اساس اگر درباره فرم ارزشيابي معلم فعلي را بررسي كنيم، نياز به اصلاح دارد.
    ضمناً هرچقدر فرم ارزشيابي چنان تنظيم شود كه امكان اعمال سليقه در آن كم شود، بهتر است.
    ¤ همان طوركه در جريان هستيد در حال حاضر علاوه بر شعار جدايي دين از سياست جريان منحرف ديگري برمبناي شعار جدايي دين از علم شكل گرفته است. لطفاً براي خوانندگان جوان صفحه مدرسه عمق اين شعار و نتيجه خصمانه آن را توضيح دهيد.
    ببينيد! حكومت ما، حكومت قرآن است. در برابر حكومت خداوند متعال و قرآن كريم، همه شياطين جني و انسي موضع مي گيرند.
    اين طبيعت كار است! بنابر اين كاملاً قابل درك است كه كساني كه اعوجاج فكري و عملي دارند و مي بينند كه پياده شدن احكام اسلامي با مطامع و هوس ها و دنياطلبي هايشان ناسازگار است سعي و تلاش كنند تا نگذارند نسل جوان كشور كه بزرگترين سرمايه معنوي جامعه است از دو منبع علم و دين، بهره مند گردند.
    البته نسل جوان ما هوشيار و فهيم اند و خوب مي دانند كه پيوند علم و دين و دانش و مذهب پيوندي ابدي، جدايي ناپذير و هميشگي است.
    ¤ اگر ممكن است به يك نمونه از اين پيوند اشاره كنيد.
    اولين كلمه اي كه توسط خداوند متعال بر پيامبر اسلام نازل شد «اقراء» است. يعني بخوان! در سوره الرحمن خداوند خود را معلم معرفي فرموده است: الرحمن، علم القرآن. خداوند رحمان قرآن را تعليم داد.
    و يا در داستان حضرت آدم (ع) خداوند متعال پس از «تعليم دانش» به او، به فرشتگان فرمان سجده به آدم را صادر فرمود. در آيه 7 سوره آل عمران مي فرمايد: راسخان در علم به آيات الهي ايمان دارند. همچنين در آيه 19 سوره انعام علت گمراهي را بي توجهي به علم معرفي فرموده است. و مهمتر از همه در آيه 36 سوره اسراء مي فرمايد: «ولاتقف ماليس لك به علم» يعني از آن چه درباره اش علم و دانش نداري، پيروي نكن. همچنين به مومنان سفارش فرموده است كه بگويند و بخواهند: «و قل رب زدني علما» يعني خداوندا علم و ظرفيت علمي مرا افزايش بده و...
    بنابر اين دين و علم آنچنان به هم آميخته اند كه هيچ يك از ديگري جداشدني نيست. من فكر مي كنم كه نسل انقلاب آگاهتر و هوشيارتر از آن است كه به اين ياوه گوييهاي دشمنان انسانيت و علم و دين، توجه نمايد.
    ¤ با گذشت سال ها متأسفانه آنچنان كه بايد هنوز نتوانسته ايم محتواي كتاب هاي معارف اسلامي را در مدارس مطابق با نيازهاي روز دانش آموزان تهيه كنيم. به نظر حضرتعالي چه تغييراتي الزامي است؟
    البته كتاب هاي معارف اسلامي تغيير يافته است و دست اندركاران امر آنها را از نظر محتوا و حتي ظاهر، پربارتر و شكيل تر كرده اند، اما سخن منطقي اين است كه براي تهيه و تدوين كتاب هاي معارف اسلامي از مقطع دبستان تا دكترا بايد برنامه ريزي دقيق و منطبق بركار كارشناسي گروهي - نه فردي - شود. منظورم اين است كه در وهله اول بايد بدانيم كه از آغاز تعليم و تربيت تا نهايت آن مي خواهيم چه معارفي را به جوانان ارائه نماييم. سپس اين معارف را بنا به سن، جنسيت و مقطع مورد نظر با روش هاي فوق العاده جذاب و شيرين و در نظر گرفتن مخاطب عام در هر مقطع در كتاب هاي معارف مقاطع مختلف بياوريم.
    اگر منظورتان اين است كه چنين كار عميق و اصولي تاكنون انجام شده جواب خير است. كارهايي كه شده سطحي و در حد تغيير نسبي و كم بوده است. به همين جهت در بين كتاب هاي معارف مقاطع مختلف تحصيلي، گاهي مباحث تكراري، غيرمتناسب با سن و جنسيت دانش آموزان و نيز كسل كننده نيز ديده مي شود.
    ¤ شيوه تدريس دروس قرآن و معارف بايد چگونه باشد كه براي دانش آموز شوقي دو چندان بيافريند؟
    درس معلم ار بود زمزمه محبتي
    جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را
    من در عرصه كلاس ديني و قرآن به عمق صحت اين شعر پي برده ام. دبيران ديني و قرآن بايد از چارچوب كليشه اي ميز و كلاس و تخته سياه و تشويق و تنبيه هاي نخ نما شده خارج شوند. به نظر من اين موارد مي تواند در اين خصوص كارساز باشد.
    اولاً دبير ديني و قرآن بايد به شغل خود عشق بورزد. باور داشته باشد كه شغل انبياء را دارد، بنابر اين بايد روش و منش خود را حتي المقدور شبيه پيامبران كند. وقتي چنين شود دانش آموزان به او اعتماد مي كنند، دوستش دارند و نه فقط در برابرش موضع نمي گيرند، بلكه يار و ياورش مي شوند.ثانياً او بايد علاوه بر مباحثي كه تدريس مي كند، به مسايل سياسي روز واقف باشد و از جهت علمي و استدلال بتواند به سؤالات متعدد و گاه عميق و درخور تامل دانش آموزان پاسخ هاي دقيق و قانع كننده بدهد.ثالثاً بايد براي اين كه محيط آموزشي و تربيتي او جهت ارائه مفاهيم ديني فراهم تر شود خود و دانش آموزان را از چارچوبي كه در آغاز پاسخ به اين سؤال عرض كردم خارج نمايد. مثلاً گاهي كلاس درس خود را در نمازخانه، وقت ديگري در زير سايه درختان حياط خلوت مدرسه و... برگزار كند. من خودم اين كارها را كرده ام و حتي در بين زنگ ديني و قرآن با شيريني يا ميوه از بچه ها پذيرايي مي كنم كه فوق العاده موثر بوده است، به طوري كه در آغاز هر سال تحصيلي گروه زيادي از دانش آموزان به مدير مدرسه فشار مي آورند كه فلاني دبير ديني و قرآن و مشاور كلاس ما باشد و...
    ضمناً سعي كرده ام با اوصافي كه گفته شد و آراسته، با وقار و با لبخند وارد كلاس شوم و به دانش آموزان سلام كنم و آنها را واقعاً مثل فرزندان خودم بدانم.
    ¤ نكات جالبي است، لطفاً در اين زمينه بيشتر توضيح دهيد، فكر مي كنم براي معلمان و دانش آموزان جالب باشد.
    حرف من اين است كه معلمان بايد كاري كنند كه شوق آموختن در دانش آموزان زنده شود و آنها در جستجوي يادگيري و تشنه آموزش شوند. اگر اين امر حاصل شود بزرگترين چالش آموزش و پرورش برطرف مي شود.
    ¤ چگونه مي شود به اين مهم رسيد؟
    اجازه بدهيد در كمال تواضع و احترام به همكارانم بگويم كه ما معلمين بايد قبل از آموزش به دانش آموزان، به يادگيري از آنها بپردازيم! منظورم اين است كه با دقت در گفتار و رفتار آنها، توانايي ها و قابليت هاي هر يك از آنها را پيدا كرده و با مشاهده دقيق حركت ها و بازي ها و كنش ها و واكنش هايشان متوجه شويم كه بايد با آنها چگونه برخورد كنيم و به چه روشي با دانش آموزان ارتباط برقرار نماييم.بنابراين آموزش و پرورش مناسب، زماني انجام مي شود كه مبتني بر توانايي هاي ويژه معلمين و درك دقيق قابليت ها و علاقه ها و توانايي دانش آموزان باشد.محيط مناسب، ساكت و آرام و مهمتر از همه احترام به دانش آموزان يعني به رسميت شناختن آنها به عنوان موجودي فهيم و قابل احترام همچنين:
    كتاب هاي درسي خوب، مديران برنامه ريز و فهيم، وسايل كمك آموزشي به روز، اردوها و بازديدهاي به موقع، فيلم ها و سي دي هاي آموزشي جذاب كتابخانه هاي تخصصي و كتابداران مهربان و... از جمله عواملي هستند كه در عرصه آموزش و پرورش اصولي دخيل هستند.
    ¤ جديدترين تاليف شما تحت چه عنواني است و محتواي آن چه مي باشد؟
    كتابي است با عنوان گناهان كبيره در قرآن كه 60 گناهي كه در قرآن به آنها وعده عذاب داده شده را شرح مي دهد. همزمان با اين كتاب منتخب تپش قلم به چهار زبان فارسي، عربي، انگليسي و آلماني نيز منتشر شده است.
    ¤ چه كتاب هايي را در دست چاپ داريد؟
    كتاب هايي كه فعلا زير چاپ هستند عبارتند از: عالم برزخ جن، گفت وگوهاي خداوند متعال با موجودات، حكايت هاي نزول آيات قرآن كريم، رموز موفقيت مردان بزرگ، مژده ها و هشدارهاي قرآني، بهشت و جهنم و احكام روابط زن و شوهر در قرآن. ضمنا لازم و ضروري مي دانم كه از روزنامه كيهان كه سال هاي متمادي در آن قلم زده و مسئولين بزرگوار اين نشريه وزين به خاطر نقش والايي كه در عرصه عمق و گسترش بخشيدن به كارهايم داشته اند، تشكر و قدرداني نمايم.
    ¤ در دنياي امروز كه دنياي اضطراب است، يك جوان چطور مي تواند خودش را از ريسمان اطرافش رها كند و به آرامش برسد؟
    جواب اين سوال را خداوند متعال در آيه 28 سوره رعد چنين فرموده است: الذين امنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله. الا بذكر الله تطمئن القلوب آنها (هدايت يافتگان واقعي) كساني هستند كه ايمان آورده اند (در اثر ايمان و عمل صالح) دل هايشان به ياد خداوند مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشيد، فقط با ياد خداوند دل ها آرامش مي يابد. بنابراين توصيه اينجانب براي اين كه جوانان آرامش و آسايش واقعي و حقيقي داشته باشند اين است كه ايمان داشته و كارهاي خوب انجام دهند. همين كافي است. باور نداريد؟ امتحان كنيد و نتيجه معجزه آساي آن را مشاهده كنيد. نه اين كه براي دانش آموزان، بلكه براي همه فقط و فقط ايمان و عمل صالح و ياد خداوند سبحان است كه شفابخش درمانشان مي باشد.
    ¤ به نظر شما چرا اغلب جوان ها خيال مي كنند تحت فشارند؟ اين فشارها ريشه دروني دارد يا بيروني؟ براي دفع آن چه كنيم؟
    خيال نمي كنند، تحت فشار هستند! اين فشارها هم ريشه دروني دارد و هم ريشه بيروني. و اما براي رفع آنها بايد:اولا جوان ها توجه داشته باشند كه در عرصه سختي ها و مشكلات، ساخته مي شوند! عرضم اين است كه مشكلات موجود را به عنوان تهديد تلقي نكنند، بلكه آنها را تبديل به فرصت هايي براي شكوفايي استعدادها و پرورش صبر و حوصله و عبرت آموزي نمايند. هيچ دانشمند و نابغه اي در ناز و نعمت دانشمند و نابغه نشده است. در عرصه سختي ها و مشكلات است كه گوهر وجود انسان صيقل مي خورد و در كوره حوادث است كه اين گوهر آبديده و شكست ناپذير مي شود. ثانيا، به نظرم بزرگترها بايد بيشتر و بهتر وارد دنياي خاص، قشنگ، ايده آل و منحصر بفرد جوانان شوند. لازم است كه درك درست تر و واقعي تر از جوانانمان داشته باشيم. آنها را با جواني 40 سال پيش مقايسه نكنيم و راه حل هاي آن زمان را براي آنها پيشنهاد ننماييم.آنها را دريابيم، بفهميم، درك كنيم و با حوصله و دلسوزي و مهرباني دغدغه ها و نگراني هايشان را تبديل به آرامش و آسايش كنيم.
    ¤ در جواني چه كتاب هايي را مطالعه كرديد و اوقات فراغتتان چگونه مي گذشت؟
    من در جواني عاشق مطالعه بودم. اين كه مي گويم عاشق، واقعا اين طور بود. فكر نكنيد شعار مي دهم، نه. به همين دليل، مطالعه همه اوقات فراغت مرا پر مي كرد!سمت و سوي مطالعاتي من در جواني در ابتدا قرآن و كتاب هاي ديني و سپس كتاب هاي ادبي و شعر بود.
    ¤ به نظر مي رسد معلمان بالاخره به حق و حقوق نسبي خود رسيده باشند، آيا باز هم نقصي وجود دارد و مطالباتي باقيمانده است؟
    معلمان ارجمندتر و شريف تر از آنند كه دغدغه معاش آنها را از تلاش براي دميدن روح تعهد و تخصص در جان نسل انقلاب باز دارد. اما آنها نيز انسان هايي هستند كه در همين جامعه زندگي مي كنند و بايد زندگي شرافتمندانه و همراه با عزت و آرامش داشته باشند. سخن آنها كم يا زياد بودن حقوقشان نيست. آنها يك حرف منطقي و اصولي دارند و آن هم اين است كه بايد نظام پرداخت حقوق به اقشاري كه كارهاي مشابه و يكسان دارند، يكسان باشد. نمي شود پذيرفت كه يك ليسانس در يك وزارتخانه اي سه برابر يك ليسانس در آموزش پرورش- كه عهده دار تربيت و تعليم و توسعه نيروي انساني براي همه كشور است- باشد. اين سخن عده اي از معلمين است. البته خوشبختانه با حكم هاي جديدبخش عمده اي از اين مشكل حل شده و اميدوارم كه در آينده نزديك عدالت به تمامي در اين خصوص اجرا شود.
    ¤ سخني با وزيرآموزش و پرورش؟
    من جناب وزير را چندين بار از نزديك ديده ام و با ايشان گفت وگو كرده ام. از نظر اينجانب آقاي فرشيدي واقعا دوست داشتني و خوب است. اما جناب وزير!من اگر به جاي شما بودم بيش تر و پيش تر از رسيدگي و اختصاص بودجه به هر قسمتي در آموزش و پرورش، توجه خاص خويش را معطوف به رسيدگي همه جانبه به معلمين مي كردم، چون اينها در صف مقدم تعليم و تربيت نسل انقلاب هستند و بقيه كادر آموزش و پرورش، برنامه ريز و پشتيباني كننده اينها هستند. مطمئن باشيد هر چقدر در اين خصوص هزينه كنيد به نفع نسل جوان و آينده انقلاب و كشور و اسلام است.
    ¤ يك جمله در رابطه با اهميت كار معلمان بگوييد.
    گر از انسان ملك سازي توسازي
    پر افشان بر فلك سازي تو سازي
    خدايش بي غش و عيب آفريده
    دغلكار و كلك سازي تو سازي
    همين اندازه كافي است كه هر قشري چيزي مي سازد اما كار معلم، انسان سازي است! كه البته بايد گفت هنر معلم، تربيت انسانهاست.
    ¤ يك جمله براي بچه هاي مدرسه يادگاري بنويسيد.
    فرزندان عزيزم! اگر بدانيد كه معلمان چقدر شما را دوست داشته و چه نقش منحصر بفردي در زندگي شما دارند، بيشترين و بهترين سخنان و احترام را نثارشان مي كنيد. بنابراين؛ اي جوان! به بزرگترهاي خود احترام بگذار كه روزي موهاي تو نيز سفيد خواهد شد.آنها بوده اند مثل شما، شما هم مي شويد مثل آنها!
    
    


 روزنامه كيهان، شماره 18798 به تاريخ 22/2/86، صفحه 10 (مدرسه)

magiran.com/n1402938



:: موضوعات مرتبط: اطلاعاتی درمورد شهرمان، اخبار
ماه مبارک
سه شنبه هجدهم تیر 1392 ساعت 10:16 | | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )
خدایا

یادم بده

یادم باشه

یادت باشم

 حلول ماه مبارک رمضان را به تمام مسلمانان تبریک میگوییم.

مهدیه مدیر پاتوق بچه های اصفهان



:: موضوعات مرتبط: اخبار
شورای شهر
سه شنبه چهارم تیر 1392 ساعت 8:19 | | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )

1)حسین پورباقری

2)عباس قاسمی

3)رضاخورشیدی

4)محمدتقی عباس نژاد

5)رسول عسکریان

6)ابوالفضل خاکسار

7)حمیدافتخاری



:: موضوعات مرتبط: اطلاعاتی درمورد شهرمان، اخبار
گفته های یک شهروند دلسوزمبادی اصیل
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 ساعت 12:54 | | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )
وارد شهری شدم با قدمتی چندین هزار              دیدم ورودیش راورودی نبود بود مزار

انگاردراین شهردگرخبری از دکترومهندس نیست     آموزش وپرورش دگرجایی دراین بیابان نیست

سرم دردی گرفت و رفتم به دکتر؟کیست               دربهداری نه دکترحاذق و نه آمپول زن ماهردگرنیست

خواستم آبی بخورم شده بودم خسته                 آمدم پایین دکان هاهمه بودند بسته

گفتم که بزارباتلفن کارتی یه زنگی بزنم به دوستم                  دیدم توی شهردگرسکه ای هم نیست کنده شده باز پوستم

خواستم که سوارتاکسی بشمو بیام من پایین                      ماشین شخصی فقط پیدابودوموتوروتوی هوا بود شاهین

خسته وتشنه وگشنه بودم من دراین آبادی                       نه آسایشی وآب شورو نانهای بد نانوایی

عاقبت گفتم که برم هوایی بخورم روی مزار                     دیدم چه قشنگه قبرستان وگل کاری وقبرهای هزار

http://mohabadardestan.blogfa.com/post/345




:: موضوعات مرتبط: طنز
شهرداری مهاباد
دوشنبه بیستم خرداد 1392 ساعت 15:10 | | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )

شهرداری مهاباد در سال 1374 با مسئولیت  آقای عباسعلی تقی زادگان تاسیس گردیده وهم اکنون آقای غلامحسین خاکسار مهابادی شهردار بوده ودرجه شهرداری نیز 2 می باشد .

شهر مهاباد دارای اماکن تاریخی و دیدنی بسیار منجمله خانه های قدیمی مربوط به عهد صفویه و ماقبل آن ، سابات ، یخچال قدیمی ، باغات ، آب انبارهای قدیمی و ... می باشد .



:: موضوعات مرتبط: اطلاعاتی درمورد شهرمان
مشاهیر وبزگان مهاباد
دوشنبه بیستم خرداد 1392 ساعت 15:8 | | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )

مشاهیر و بزرگان مهاباد

علي ابن احمدبن علي مهابادي

آن جناب فرزند احمدبن علي و چنانچه منتخب الدين در فهرست ذكرنكرده او نيز از علماي حديث و از فقهاي شيعه به شمار مي رفته است و خود نيز از پدر و پسرش افضال الدين نيز از او روايت كرده است .

شيخ افضل احمد بن علي مهابادي

احمد بن علي از مردم مهاباد اردستان و از جمله علماي حديث و فقهاي شيعه و از متبحرين درعلموم اديبه به شمار مي رفته كه در قرن چهارم مي زيسته است از كساني كه از او روايت كرده اند پسرش علي بن احمد مهابادي مي باشد از تاليفات او است 1- شرح لمع در نحو 2-والتيبان در نحو 3- والمسائل الدره در اعراب

شيخ الام افضل الدين ابوالحسن بن احمد المهابادي

شيخ افضل الدين مهابادي از مشاهير علماي حديث و فقه و ادب صالح و تقه و متبحر در كليه علوم عالم فاضاضل جليل محدث حافظ صدوق ابوالحسن علي بن عبداله ابن الحسن المكد عوبسكاء بن الحسن ابن الحسن بن علي بن بابويه القمر ملقب به منتخب الدين در كتاب فهرست خود گفته است كه افضل الدين از پدرش واز جدش احمدبن علي روايت مي كرده است و تصانيف او را ذكر كرده مه از آن جمله است . شرح الشهاب و شرح اللمع " ونيز " كتابي در رد تنجيم و كتابي در اعراب و نيز ديوان شعري دارد و رسالاتي در نثر دارد . طبق فهرست معارف افضل الدين مهابادي شرحي هم بر نهج البلاغه حضرت علي (ع) نوشته است . از اشعار او است كه طبق نقل از تايخ طبرستان در مرثيه عزالدين يحي مقتول به حكم خوارزمشاه سروده است .
سلام الله ماطلع الثريا   علي المظلوم عزالدين يحي
شهيد كالحسين بغير جرم   قتيل مثل هابيل و يحي

ميرزا عباس مهابادي

ميرزا عباس فرزند جعفربن محد بن محمد باقر اردستاني بوده مه در مهاباد ريگستان زواره در قرن 14 تولد يافته و با اينكه د رسن بلوغ به تحصيل اشتغال يافته و با اينكه در سن بلوغ به تحصيل اشتغال يافته در نتيجه پشتكار و جديت از فضلاي زمان خود محسوب و خط شكسته را بسيار خوب مي نوشته در تشكيلات سال 1306 شمسي دادگستري (وزارت مرحوم علي اكبر خان داور ) سمت رئيس دادگستري اصفهان تعيين و مدتي به شغل باقي تا اينكه از چند سال قبل وفات يافت .

ضرير نحوي

شيخ احمد بن عبداله مهابادي معروف به ضرير نحوي از مردم مهاباد اردستان و از تلامزه شيخ عبدالقاهر جرجاني متوفي در سال (471 ه.ق) مي باشد كه از فحول نحات و از نويسندگان در ادب بوده است از جمله آثار كتاب او شرح المع در نحو است كه متن آنرا ابن جني تاليف كرده است

حاج كلبعلي مهابادي

حاج كلبعلي در مهاباد متولد و مدتها در قيصريه اصفهان پيراهن و زير جامه فروشي مي كرده و نصر آبادي در تذكره خود نوشته "مرد صالح و پاكيزه بود در كمال تعصب و پرهيز گاري مدتها به در قيصريه اصفهان پيراهن و زير جامه فروشي مي كرده و با اكثر موزونان و اهل كمال مربوط بوده تتبع شعر قدما بسيار كرده در حل معما و لغز هم ربط داشت .حاج كلبعلي مهابادي شعر بسيار گفته است كه اين چند بيت از اشعار اوست:
نهال قــد تــــو اي سرو ناز لاله عذار   صنـــوبريست كــــه دله زنـــده دارد بـــاز
سر زلف تو كه سوداي بني آدم ازاوست   شب قدريست كه احياء همه عالم از اوست

خطيرالدين ابوالمعالي مهابادي

خطير الدين ابو المعالي حسن بن محمد مهابادي از بزگان و امراء مهاباد را عهده دار بوده از فضلا ء و دانشمندان قرن مذكور است

محمد محد مهاباديها

فرزند مصطفي به 1304 شمسي در مهاباد اردستان متولد شد وي داراي طبع شعر بود و به سال 1365 شمسي در تهران وفايات يافت از اشعار او :
خوش است سير و تفرج به جانب صحرا   به شرط آنكه بوند جمع دوستان همراه

پير اويس

پير اويس يكي از عرفا ء معروف و مشهور مهاباد مي باشد كه قبر او در مهاباد مي باشد كه بقعه او به به دستور امام حسن عسگري بنا گرديد .

ملا ميرزا مهابادي

ملا ميرزا مهابادي در كتاب تاريخ عمومي اردستان نامش ذكر گرديده ولي اطلاعات دقيقي از او در دست نيست .

حاجي محمد علي مهابادي

حاج محد علي مولودش مهاباد و موطنش اصفهان بود نصر آبادي در تذكره مي نويسد :" سليقه اش در عالم معني راست بين و اطوارش در هرباب دلنشين , با اين كه تحصيل نكرده باز دخل هاي محسوب در معاني مي كرد و مذاق تصويب مفرطي داشت و تتبع بسياري از مثنوي مولوي و اشعار و مذاق تصويب مفرطي داشت و تتبع بسياري از مثنوي مولوي و اشعار غزل به هشتاد هزار بيت جمع نموده بود.

حضرت آيت الله حاج سيد محمد علي مكي حسيني

آقاي حاج سيد محمد علي مكي حسيني فرزند مرحوم ميرزا ابوالحسن , امام جماعت مسجد جامع مهاباد يكي از شخصيتهاي ديني معروف از سلسله جليله حسيني مي باشد و متجاوز از 120 سال پيش در يك خانواده مذهبي در خميني شهر اصفهان (همايونشهر ) ديده به جهان گشود واز آغاز زندگي در مهد علم و دانش پروش يافت و باگذشت اندك زماني متعليم به علوم ديني و متصف به صفات حسنه گرديد . ايشان در اوايل طلبگي با مرحوم آيت الله بروجردي كه از مجتهدين نامي عصر خودش بود در مدرسه علميه اصفهان هم مباحثه بودند و به اتفاق يكديگر براي تحصيل علوم ديني به نجف مشرف شدند و تا آخر اجتهاد با هم مي زيستند و بعد از دوره تحصيل به ايران آمدند . ايشان پس از اقامت در خميني شهر دست به فعاليت سياسي , مذهبي زدند مه مردم از ايشان حمايت نكردند و ايشان به همين علت به مهاباد مهاجرت كردند و به تبليغ دين پرداختند و به مدت جهل سال در مسجد جامع مهاباد نماز جماعت را اقامه نمودند .توكل و ذوق سرشار در او روز افزون گشت و در شب زنده داري و سرپرستي بينوايان سرآمد شد .
همواره به نشر احكام و خدمت به انام مشغول بود آنچنان از لطف خداي متعال برخوردار گرديد كه حدود يك قرن در دو محيط بزرگ توانست انجام وظيفه نمايد . مردم مه از وجودش جز نيكي نديده بودند پروانه وار گرد شمع رخش عشق مي ورزيدند و در رفع گرفتاريها از دم گرم او بهره مند مي گرديدند وي در اواخر عمر به ري مهاجرت نموده و در سال 1393 قمري در آنجا دار فاني را وداع گفته و در حرم مطهر حضرت امامزاده عبداله واقع در سه راه ورامين مدفون گرديد .

علي اصيليان

در سال 1355 در مهاباد اردستان متولد شده و تحصيلات ابتدايي و متوسطه اول را در مهاباد و سيكل را در اردستان گذرانده و در سال 1353 در كنكور سراسري رشته پزشكي ذانشگاه اصفهان قبول شد و سپس جهت خدمت مقدس سربازي عازم جبهه هاي جنگ جنوب شدم مدت 18 ماه در مناطق عملياتي خوزستان خدمت كردم يك سال از طرح نيروي انساني به اردستان رفتم و در خدمت همشهريانم بودم در سال 1363 در امتحان رزيدنتي شركت و با توجه به علاقه خود به رشته تخصصي بيماريهاي پوست در اين رشته قبول شدم و به كار تحقيق و آموزش مشغول شدم در سال 1367 در امتحانات سراسري بورد تخصصي در كشور حائز رتبه اول شدم و از آن تاريخ تاكنون در دانشگاه علوم پزشكي اصفهان مشغول به خدمت هستم و به آموزش دانشجويان و انترنها و رزيدنتها مشغول مي باشم و در سال 1372 به درجه دانشياري ارتقاء يافتم " از تاليفات ايشان:

1) ليشمانيوز جلدي (سالك )

2) بيماريهاي پوستي كودكان و نوزادان

3) بيماريهاي شغلي پوست در دو جلد ترجمه شده است

4) درمان شناسي بيماريهاي پوست ايشان مقالات علمي زيادي در كنگره هاي مختلف ارائه نموده است .

علي قاضي

وي در سال 1355 بدنيا آمد پس از تحصيلات ابتدايي و راهنمايي در زادگاهش مهاباد "تحصيلات متوسطه را در تهران به اتمام رسانيد بعد از آن مدتي به تحصيل علوم رياضي روي آورد و در دوره كارشناسي علوم رياضي را ناتمام رها كرد و مدتي در حوزه مجتهدي تهران دوره مقدمات را طي نمود سپس در رشته حقوق به دريافت ليسانس نائل آمد بعد از دوره ليسانس به اخذ فوق ليسانس نايل آمد بعد از دوره ليسانس به اخذ فوق ليسانس نائل شد و همزمان با آن دوره تربيت مدرس را طي نمود و سپس در دوره دكترا قبول شد وي 30 تاليف در زمينه هاي مختلف نوشته است و ايشان در آموزش و پرورش مسئوليتهايي به عهده داشت و در زمان جنگ بطور بسيجي مسئوليت نيروهاي فوريت هاي جنگ نجف به عهده داشته است" بعضي از تاليفات ايشان عبارتند از:

1) تعليم و تربيت در اسلام و مقايسه آن با مكاتب ومذاهب

2) ولايت فقيه و وجود قدر متقين در مديريتهاي جامعه

3) جايگاه تنبيه در نظام تعليم و تربيت

4) كاربرد اصول مديريت

5) اصول اعتقادات

6) افت تحصيلي و راه حلهاي آن

7) تعليم و تربيت در دنياي معاصر

8) روانشناسي براي معلم

9) ترجمه كتاب جهاد

10) مباني تربيت و اخلاق اسلامي

11) تحليلي بر وصاياي حضرت امام خميني و ...

اسامي بعضي از اطباء داروسازان مهاباد

گرايش به علم پزشكي جه در حال حاضر در بين مردم مهاباد زياد بوده است دانشجويان اين رشته از شاگردان ممتازي بودند و در حال حاضر ما پزشكاني داريم كه داراي مدارج فوق تخصصي مي باشند و در كشور به عنوان متخصصين موفق مطرح مي باشند در اين جا براي نمونه اسامي چند تن از اطباء و داروسازان را كه در خاطرم مي باشد ذكر مي نمايم :
  • دكتر علي اصيليان فرزند عباس
  • دكتر محمد اشرفي فرزند عباس
  • دكتر احمد اشرفي
  • دكتر ابراهيم ادهم
  • دکتر پژمان ایلبیگی مهابادی
  • دكتر عابدي
  • دكتر محمد رضا نادری افشار
  • دكتر ناصر بابايي فرزند علي
  • دكتر رضا اشرفي فرزند حسن
  • دكتر علي سجادي فرزند ميرازحسن
  • دكتر علي قانوني فرزند سليمان
  • دكتر داور قانوني فرزند سليمان
  • دكتر محمود اشرفي فرزند محمد
  • دكتر رياحي فرزند حسن
  • دكتر انصاري
  • دكتر حسين اشرفي فرزند حسن
  • دکتر غلام ریاحی مهابادی 
  • دكتر محمد انصاري
  • دکتر حسین اشرفیان پور
  • دكتر حسينعلي مهابادي فرزند محمد



:: موضوعات مرتبط: اطلاعاتی درمورد شهرمان
تاریخ و جغرافیای مهاباد
دوشنبه بیستم خرداد 1392 ساعت 15:6 | | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )

اوضاع جغرافيايي

مهاباد يكي از شهرهاي قديمي اصفهان در شمال و در فاصله 145 كيلومتري شهر اصفهان و 22 كيلو متري شمالغربي اردستان واقع شده است. از شمال به كوير نمك از شمال غربي به شهر بادرود از غرب به شهر نطنز از جنوب به ارتفاعات خارزن از شرق به شهر زواره از جنوب شرقي به اردستان محدود ميگردد. مهاباد در طول جغرافيايي 52 درجه و 13 دقيقه ودر عرض جغرافيايي 33 درجه و 33 دقيقه مي باشد. مساحت منطقه مهاباد 1437/75 كيلومتر مربع مي باشد.

ويژگيهاي طبيعي

الف ) توپوگرافي و پستي و بلندي

از نظر توپوگرافي منطقه مهاباد صاف و منتهي به دشت كوير ميگردد. اما در جنوب آن امتداد كوه خارزن با جهت غربي و شرقي كشيده شده است و بطور كلي از شمال به جنوب و از شمال شرقي به جنوب غربي شيب زمين افزوده مي گردد.

ب) پوشش گياهي

منطقه مهاباد از نظر پوشش گياهي جزء ايران مركزي محسوب ميشود و پوشش گياهي آن به علت نامساعد بودن آب و هوا ، جنس خاك و قلت بارندگي فقير و از نوع استپ بياباني و نيمه بياباني مي باشد. اين منطقه بعلت مسطح بودن و عدم ارتفاعات و همچنين اراضي كويري و شنزاري ميزان بارندگي آن كمتر مي باشد اين منطقه داراي آب و هواي گرم و خشك و پوشش گياهي فقير مي باشدو داراي تيپ گياهي متفاوت از گونه هاي سالسون ، اسفند ، آشنان ، تاغ ، خارشتر ، قيچ ، لخ ، شوره و گز مي باشد.

ج) آب و هوا

اين شهر بعلت واقع شدن در كنار كوير داراي آب و هواي بياباني با تابستانهاي گرم و خشك و زمستانهاي سرد و خشك مي باشد. ميزان بارندگي كم و بيشتر آن در فصل زمستان است.

تاريخ مهاباد

در مورد وجه تسميه و سابقه تاريخي مهاباد نظرات و آراء گوناگوني ابراز شده است. آنچه معلوم است مهاباد مركب از دو كلمه مه يا ماه و آباد ، بنابر قول اول ( مه آباد )‌به معني بزرگتر و آباد هم به معني محمور است و به اين ترتيب معناي آن آباد كرده بزرگي و بر فرض دوم ( ماه آباد) هر دو احتمال دارد يكي اين كه ماه به معناي شهر باشد مانند ماه دينور و نهاوند و غيره و معناي آن شهر آباد خواهد بودو احتمال ديگر اينكه نام باني ماه بوده است.

در كتاب آتشكده اردستان چنين آمده است :

در ميان مردم محل چنين معروف و مورد اعتقاد است كه قريه ماه آباد منسوب است به عهد مهاباد پيغمبر عجم كه صاحب كتاب آسماني اساطير بوده و امت او را مهاباديان مي گفتند و تاريخ مهاباد مقدم برتمام طبقات سلاطين دنيا بوده است و بناهايي در مهاباد باستان احداث و بنيان كرده اند كه در اثر بروز حوادث از بين رفته است.

در كتاب الاصفهان نيز در مورد وجه تسميه مهاباد چنين آمده است :

مهاباد از گرمسير است كه بزرگترين دهات اصفهان بلكه ايران است . مه به معني بزرگ است كه آباد كرده بزرگي باشد و هم مهاباد نام پيغمبر بزرگ ايرانيان است و هم دسته از پادشاهان قديمندو هم نوشته اند ماه آباد است و آبش از قناب بسيار معتبري است.

در فرهنگ دهخدا چنين آمده است:

مهاباد قصبه اي است از دهستان گرمسير شهرستان اردستان داراي 3513 تن سكنه و محصولات آن غلات ، پنبه ، انار ، پشم و روغن است.

لغت مهاباد در تاليفات فارسي به صورتهاي گوناگون بيان گرديده است و يا به خاطر انتساب به باني آن يعني مادر رستم نام مهاباد را داشته است.

بطور كلي مهاباد در قديم بلوك مستقلي را تشكيل داده و به تدريج جزء اردستان به شمار آمده است اطراف آن مسطح و هموار و تا كوير فاصله زيادي ندارد. مهاباد داراي 17 رشته قنات بوده و روستاهاي اطراف مهاباد همه سر سبز و در آن كشاورزي مي شده و جمعيت زيادي در آنها زندگي مي كرده اند . امروز بعلت خشك شدن قنوات بيشتر روستاهاي اطراف يا خالي از سكنه شده يا جمعيتي مختصر را در خود جاي داده است. در قسمت شمال و شمال شرقي مهاباد در حاشيه كوير روستاها و حتي شهرهاي زيادي وجود داشته كه بر اثر وزش بادها و حركت دادن ريگهاي روان ويا وقوع زلزله روستاها و مزارع در زير خاك فرو رفته و تلي از شن باقي مانده است. از نظر كشاورزي اين منطقه يكي از حاصلخيزترين مناطق استان مي باشد در قديم مازاد غله اين محل به يزد و كرمان و بنادر حمل گرديده است. امروزه نيز گندم و جو محصول عمده اين منطقه ميباشد كه به سيلوها داده مي شود. ميوه هايش انار ، انجير به ندرت انگور ، توت ، زردآلو و آلوچه و محصول عمده از اين ميوه ها كه به نقاط ديگر صادر ميگردد انار و انجير ميباشد



:: موضوعات مرتبط: اطلاعاتی درمورد شهرمان